چقدر بی تو بسر بردن دشوار است
رنگهای اتاق را می‌بینم
دلتنگ
برمی‌خیزند
و سوی درختان بال می‌زنند...
پس
نیستی چنین است!

دوستت دارم
و عشق تو از نامم می‌تراود
مثل شیره تک درختی مجروح
در حیاط زیارتگاهی.
نابینای توام
نزدیکتر بیا
فقط به خط بریل می‌توانم که ترا بخوانم
نزدیکتر بیا
که معنی زندگی را بدانم